Wednesday, December 25, 2013

Christmas as a party in revolutionary America

Thomas Kidd gives some of the background on the festive nature of the Christmas holiday in colonial and revolutionary America here: Was Christmas in Revolutionary America a Drunken Bash? As Kidd writes:
In the 1700s, Christmas was notorious for drunken bashes more reminiscent of Mardi Gras than our family-friendly holiday. An account from New York published during the "twelve days" of Christmas in early 1787 (the same year Americans would frame the new Constitution) paints a picture of a deeply conflicted holiday. As one might expect, some people focused on the religious meaning of the season, setting aside the time "for a most sacred purpose." Others, however, spent the twelve days "reveling in profusion, and paying their sincere devotions to merry Bacchus," the Greek god of wine and festivity.
The overt partying that was part of Christmas celebration back in the day certainly adds context to George Washington's eggnog recipe!

On another note, since Jon has wished everyone a merry Unitarian Christmas, I would like to extend best Christmas holiday wishes from a papist perspective.  If you think it is important to keep Christ in Christmas (and I do), consider how important it is to keep all of Christmas -- Christ + Mass!  A merry Christmas to all -- Christus natus est!

1 comment:

Bahareh Sarmast said...

بیل گیتس: هر فردی به یک کوچ (مربی) نیاز دارد. همه ما به افرادی نیاز داریم تا به ما بازخورد بدهند تا ما عملکردمان را بهبود ببخشیم. یکی از بنیانگذاران شرکت های بزرگ در دنیا در خاطرات خود درباره کوچینگ می گوید: زمانی که در حال ساخت اولین شرکتم بودم، متوجه شدم که بزرگترین محدودیت در رشد شرکتم، رشد شخصی من به عنوان پایهگذار و مدیرعامل است. بنابراین یک کوچ استخدام کردم. طی ماهها، ده کوچ مرا برای برنامههای توسعه استراتژیک، حیات بخشیدن به ارزشهای شرکت، کار از طریق موقعیتهای بین فردی پراسترس یاری کردند و من در بسیار قاطعتر و مصممتر شدم که ارزشش برای من غیرقابل وصف است

کوچینگ شبیه به راهنمای روانشناسی نبوده با مشاوره نیز فرق دارد. کوچینگ و مشاوره دو رشته کاملا متفاوت با شیوه ها و اهداف گوناگون هستند. مشاور، متخصصی است در رشته مربوط به خودش؛ در حالی که یک کوچ متخصص در کوچینگ است و نیازی به تخصص در رشته های دیگر ندارد و از آنجایی که مهارت های کوچینگ از قابلیت انتقال بالایی برخوردار است، توانایی انجام کوچینگ برای تمامی مشاغل و بخش های دیگر نیز بسیار ارزشمند خواهد بود. کوچینگ چیست فرآیندی روبه رشد است کوچ ها، روزانه با چالش های زیادی مواجه می شوند، شیوه ای جهت پیشرفت مداوم و تجربه ارزشمندی از فراگیری برای کوچ ها از طریق درس گرفتن از اشتباهات است. برقراری رابطه به صورت تمام و کمال و ماهرانه، ویژگی است که اکثر کوچ های موفق از آن برخوردارند، بسیاری از کوچ ها برای یادگیری و تسلط پیدا کردن روی این قابلیت های مهم ارتباطی، از شیوه ها و اصول مربوط به برنامه ریزی های عصبی زبان شناختی بهره می برند. رسیدن به اهداف شرکت ها و سازمان ها بستگی به توانایی مدیران و کارکنان در انجام وظایف محوله و انطباق با محیط متغیر دارد، اجرای آموزش زبان شناختی و برنامه ریزی های عصبی سبب می شود تا افراد بتوانند به طور موثر فعالیت هایشان را ادامه داده و بر کارایی خود بیافزایند.